خوش آمدید تماس با ما درباره ما نظرخواهی ارسال مطلب برای ما
سپاس‌نامه

سپاس آیینه نثار
آنان که تنها کمی بیش از آنچه وظیفه بود، کوشیدند؛
آنان که تنها کمی بیش از آنچه لازم بود، مهربانی کردند؛
آنان که وقتی انتظار کمکی نمی رفت، یاری نمودند؛
آنان که نخواسته عطا کردند و نیازهای ناگفته‏مان را برآورده ساختند؛
آنان که کمی سخاوتمندانه‏تر از آنچه معمول و متعارف بود، نیکی کردند و فراموش کردند؛
آنان که در دوستی و مهربانی ثابت‌قدم، مصمم و مداوم بودند؛
آنان که خودشان بودند؛
آنان که قادر شدند بدی را به خوبی، ضعف را به قوت و غم را به شادی تبدیل کنند بی‏آن‏که شوخ پیش چشم آورند؛
آنان که حتی با وجود فاصله‏های جغرافیایی، همیشه به یادمان بودند و از حمایت، پشتیبانی و مهربانی دریغ نورزیدند؛
آنان که آنگاه که اطمینان حاصل کردیم که تنهاییم، برایمان یادداشتی، شعری، مطلبی ... فرستادند؛
و آنان که وقتی تنهایی نیازمان بود، ما را تنها گذاشتند.
... سپاس نثار راننده‏ای که دقیقه‏ای صبر کرد تا از خیابان عبور کنیم؛
... سپاس نثار همسایه‏ای که روزی که دیر به خانه رسیده بودیم، فرزندمان را میزبان شد؛
دوست داریم بمانیم تا همه این محبت‏ها، مهربانی‏ها و سخاوت‏های نابهنگام و ناسزاواری را که دریافت کردیم ... جبران کنیم ...
و همچنان نیازمند دوستان و دستانی هستیم که مایلند تاثیری ویژه و آیینه‏وار بر آیینه بگذارند ... تاثیری شاید گاهی به چشم‏نیامدنی، اما ماندنی ... تاثیری شگرف که راهمان را گُل‏باران می‏کند، فضایمان را معطر می‏نماید و جهانمان را جهانی دوست‏داشتنی ...
کدام تعقل است که از این سخاوت‏های بی‏چشمداشت و غیرمنطقی برتر باشد؟
... و «سپاس» یعنی به رسمیت شناختن همه این اعمال سخاوتمندانه، درک‏ها و مهربانی‏های پنهان و مغفول ریز و درشتی که لبخند بر لب‏هایمان نشاند و زندگی را ارزش زیستن داد ... و این همان است که این کره خاکی را از سایر سیارات متمایز نموده است ... شاید راز خلقت انسان ...
«سپاس» واژه‏ای کوتاه است و سهل‏البیان، اما پژواکی ابدی دارد ...